شعر
ای جان برون درا زتن از شرم لحظه ها
ای ابر دیده ببار بر این باور و یقین
از فتنه و شرک دل ها پا گرفته اند
گویی به خواب جهالت شده اندیشه ها وزین
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۰۶ ساعت ۱۰:۱۸ ق.ظ توسط ( عبد عاصی )
|
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را